جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

861

تحفة الملوك ( فارسى )

اوصاف دو شخص و تقارب طينت و صفوف آن‌ها است در عالم طينت و ارواح ؛ از قبيل مواخات فىمابين انبيا و اوصيا . و حديث « القلب يهدى الى القلب » و امثال آن ، اشاره به اين مرتبه است . و اين هردو نوع ، مواخات و محبتى است كه ذاتى و لازم است و تخلف و زوال ندارد . و اول را حبّ فى اللّه و دويّم را حب للّه گويند . و يك نوع ديگر آن است كه سبب آن ، حكم عقل شده است ؛ از قبيل مواخات و محبت داشتن فقير مر غنى را و ميل و محبت داشتن اين‌كس به شغل تجارت و زراعت و با ارباب آن‌ها و با ساير اسباب و امتعهء ضروريهء معيشتيّهء او . و اين را محبت عقلانيه گويند . و يك نوع ديگر آن است كه سبب آن ، ميل نفس حيوانى ، كه او را نفس اماره گويند ، شده است ؛ از قبيل مواخات و محبت عاشق مجازى شهوى با معشوق خود ، و محبت اين كس با شيرينى و چربى و زينت و زخارف دنيويه . و اين دو نوع ، ذاتى نيست و عارضى است و تخلف مىنمايد و زوال به‌هم مىرساند . و سه نوع اول ممدوح ، و هر حبيبى از آن‌ها در آخرت به طريق امن و راحت با محبوب خود محشور و مجتمع است . و نوع آخر مذموم است و در قيامت موجب خزى و خسران و خوف و حزن اين‌كس مىگردد . و خداوند در فرمودهء الْأَخِلَّاءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ * يا عِبادِ لا خَوْفٌ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ « 1 » اشاره به هر چهار قسم فرموده است و بيان نموده است كه سه نوع اول كه خلّت و محبت متقين و اهل حق و اهل عقل است ، در قيامت موجب عداوت فىمابين حبيب و محبوب و خوف و حزن حبيب نمىباشد و نوع آخرى ، كه محبتى است نفسانيه ، باعث بر عداوت فىمابين و خوف و حزن حبيب مىباشد . پس بايد كه مواخات و محبت اين‌كس با ابناى نوع خود و با ساير امتعه و اسباب معيشت او ، از آن سه نوع كه ممدوح است و موجب عداوت و خوف و حزن اين‌كس در آخرت نمىباشد ، بوده باشد نه از نوعى كه مذموم و موجب خوف و حزن و عداوت و حسرت و ندامت است . پس بايد كه مواخات و تحابب بنمايد با عالمى كه

--> ( 1 ) . زخرف : 67 و 68 .